33 reviews
ایمجینری اوترز ای سیتی ان فایر
تصور کنید خودتان را در حال قدم زدن در شهری میبینید که پس از هرجومرجی بزرگ فروپاشیده است. خیابانها خالیاند و نور آتش روی دیوارهای آجریِ خیس از باران میلرزد. دود از کوچههای متروکه بالا میرود و جایی در دوردست، صدای آژیرها در تاریکی طنینانداز میشود؛ اما بیشتر شبیه بخشی از موسیقی متن یک فیلم است تا هشداری واقعی. لحظات اول عطر به طرز شگفتآوری واقعی و ملموساند. خبری از مرکبات تازه، گلها یا چوبهای تمیز نیست. در عوض، انگار صدای ترکیدن کبریت را میشنوید؛ جرقههای گوگرد، کاغذ سوخته و چوبی که زیر شعله سیاه شده است. دود اینجا نرم و دنج نیست؛ خبری از حس آرامشبخش شومینه نیست. خشن، خشک و تاریک است. با گذشت زمان، رایحه به چشماندازی از زغالهای فروزان و چوبهای سوخته تبدیل میشود. تصور کنید تیرهای سرو سوخته که روی زغالهای درخشان فرو میریزند، خاکستری که در هوای سرد شهر پراکنده میشود، کتهای چرمی که بعد از شبی طولانی در بیرون بوی دود را به خود گرفتهاند و رد ماندگاری از چیزی زیبا که در آتش دگرگون شده است. دود در این عطر بیشتر از آنکه ویرانگر باشد، حالوهوایی سینمایی دارد. غم در آن هست، اما در کنار آن نوعی جذابیت مرموز هم احساس میشود؛ همان غریزه عجیب انسانی که ما را وادار میکند به شعلهها خیره شویم و در دل آتش، زیبایی پیدا کنیم. چند ساعت بعد، آتش آرامآرام فروکش میکند. دود تند جای خود را به پردهای نرمتر از چوبهای گرم و صمغهای تیره میدهد. شهر دیگر نمیسوزد؛ تنها زغالهای درخشان و گرمای باقیمانده از آتش به جا مانده است. در این مرحله، رایحه حالوهوایی نوستالژیک و تقریباً روحانی پیدا میکند؛ مثل قدمزدن در خیابانهای خلوت و متروک هنگام سپیدهدم، پیدا کردن بوی آتشبازی شب گذشته روی لباسها، یا کشف دوباره رد دود در میان صفحات یک دفتر چرمی قدیمی. در نهایت، این عطر کمتر دربارهی شعلههاست و بیشتر دربارهی چیزی است که بعد از آتش باقی میماند: خاطره.
والنتینو اومو بورن این روما گرین استراوگانزا
Green Stravaganza از آن عطرهایی است که بیشتر از هر چیز حس سبز و تمیزی که ایجاد میکند توجهم را جلب کرد. شروع آن شیرین و کمی مرکباتی است و تا حدی من را یاد Viktor & Rolf Night Vision میاندازد، با این تفاوت که رایحه سیب در اینجا ملایمتر و ظریفتر احساس میشود. چیزی که به مرور بیشتر خودش را نشان میدهد، فضای سبز و گیاهی عطر است که حس تازگی و سرزندگی دارد و آن را برای روزهای گرم خیلی دلپذیر میکند. با اینکه قهوه در ترکیب عطر حضور دارد، انتظار رایحهای تلخ یا سنگین نداشته باشید قهوه در اینجا حالتی نرم و سبز دارد و بیشتر در کنار نتهای گیاهی حس میشود. در پایان هم وتیور بهآرامی وارد میشود و بدون اینکه رایحه را سنگین کند، کمی حالت چوبی و مردانه به آن میدهد. در مجموع، عطری تمیز، سرزنده و نسبتاً متفاوت است که به نظرم برای استفاده روزانه در بهار و تابستان انتخاب خوبی است، مخصوصاً اگر رایحههای سبز و خنک را بیشتر از عطرهای شیرین و سنگین میپسندید.
دیور ساواج الکسیر
Dior Sauvage Elixir از همان ابتدا با ترکیبی گرم از جوز هندی، هل و دارچین در کنار مرکبات شروع میشود؛ شروعی ادویهای و جذاب که حس قدرت و گرمای خوبی دارد. حدود پنج دقیقه بعد، شیرینبیان به آرامی خودش را نشان میدهد و کمی شیرینی و نرمی به رایحه اضافه میکند. بعد از آن، لوندر حضور پررنگتری پیدا میکند و در کنار ادویهها، حالوهوایی کلاسیک و مردانه به عطر میدهد. این ترکیب به نظرم یکی از جذابترین بخشهای عطر است و شخصیت خاصی به آن میبخشد. در بخش پایانی، رایحه به سمت نتهای چوبی و دودی میرود و چوب کاج عمق بیشتری به آن میدهد و حسوحال طبیعت سرد و زمستانی را تداعی میکند. آمبر در ادامه حالتی گرم و کمی پودری ایجاد میکند و در کنار وتیور، رایحهای خاکی و مردانه شکل میگیرد. در مجموع، عطر شخصیتی جدی، گرم و ماندگار دارد و به نظرم برای هوای خنک و استفاده در شب انتخاب بسیار خوبی است.
جیونچی له اینتردیت ابسولو زنانه
به نظرم Givenchy L’Interdit Absolu عطری زنانه، شیک و کمی مرموز است که نسبت به نسخههای معمول L’Interdit حس عمیقتر و جدیتری دارد. رایحهای گرم، گلدار و کمی شیرین است که در پسزمینه حالتی تیره و جذاب پیدا میکند و همین تضاد باعث میشود خیلی معمولی و تکراری به نظر نرسد. برای من بیشتر مناسب شبها و هوای خنک و سرد است؛ عطری با حضور خوب و ماندگاری قابلتوجه که حس مرتب، جذاب و کمی جسورانهای ایجاد میکند.
آنجل شلیسر دیپ لدر
چیزی که در Angel Schlesser Deep Leather برای من جالب است، نوع برخورد آن با رایحه چرم است؛ چرم در اینجا قرار نیست خشن، سنگین یا بیش از حد جدی باشد، بلکه حالتی نرم، تمیز و کمی تاریک دارد. شروع عطر با حالوهوای جیر و ترنج، فضایی آرام و شیک ایجاد میکند و بعد وانیل بهتدریج وارد میشود تا خشکی و قدرت چرم را کمی نرمتر کند. شیرینی وانیل خیلی پررنگ نیست و بیشتر باعث میشود رایحه چرم خوشپوشتر و راحتتر شود. به نظرم این عطر بیشتر از اینکه بخواهد با قدرت و پخش بوی زیاد جلب توجه کند، روی وقار و کیفیت رایحه حساب کرده است. حس آن برای من شبیه یک فضای گرم و نیمهتاریک با چرم نرم و چوبهای تمیز است؛ نه خیلی رسمی و نه بیش از حد روزمره. برای هوای خنک و سرد انتخاب مناسبی است و اگر کسی دنبال یک عطر چرمی متفاوت، آرام و نسبتاً لوکس باشد، Deep Leather ارزش امتحان کردن دارد.
گیسادا امباسادور اینتنس
Gisada Ambassador Intense برای من عطری گرم، ادویهای و نسبتاً قدرتمند است که در عین حال حس مدرن و مرتبی دارد. شروعش با ترکیب هل، دارچین، جوز هندی و مرکبات، گرم و تند است، اما طراوت مرکبات اجازه نمیدهد رایحه بیش از حد سنگین شود. بعد از مدتی، عطر کمی نرمتر و شیرینتر میشود و گلهای سفید در کنار چوبها و فضای دودی، عمق بیشتری به آن میدهند. در پایان هم یک حس چرمی ظریف اضافه میشود که به نظرم رایحه را شیکتر و جدیتر میکند. از نظر حالوهوا، شباهتهایی به Dior Sauvage Elixir حس میکنم، اما Ambassador Intense برای من کمی نرمتر و راحتتر است. بیشتر برای هوای سرد و شبها میپسندمش؛ عطری گرم و خوشپوش با پخش و ماندگاری خوب که برای مهمانی یا موقعیتهای رسمی هم بهخوبی جواب میدهد.
رالف لورن پولو کلون اینتنس
در شروع، گریپفروت و نعناع بیشترین چیزی هستند که به چشم میآیند. گریپفروت حالت ترش، آبدار و کمی شیرین دارد و نعناع هم در همان ابتدا حس خنک و سبزی به آن اضافه میکند. این ترکیب شروعی سرزنده و تمیز دارد، هرچند نعناع خیلی زود عقب میرود و بیشتر چیزی که در ادامه باقی میماند، همان حس سبز و گیاهی در کنار گریپفروت است. هرچه عطر روی پوست جلوتر میرود، چوبها کمکم خودشان را نشان میدهند و رایحه از حالت مرکباتی و شاداب اولیه فاصله میگیرد و کمی گرمتر و عمیقتر میشود. در پایه، آمبروکسان و وتیور فضای چوبی و تمیزی ایجاد میکنند، اما وتیور آنقدر قوی نیست که روی بقیه رایحهها غلبه کند. برای من، جذابیت اصلی عطر همچنان همان حس سبز، تمیز و کمی مرکباتی است که از ابتدا تا انتها همراه آن میماند. اگر پولو سبز کلاسیک برایتان عطری جدی، قدرتمند و کاملاً کلاسیک است، Polo Cologne Intense را میتوان نسخهای امروزیتر و راحتتر از همان حالوهوا دانست. اینجا همهچیز کمی نرمتر و سبکتر شده و مرکبات و حس سبز، نقش پررنگتری پیدا کردهاند.
گرلن اپیکس اکسکوییز
یک عطر چوبی-ادویهای خوشساخت. نه خیلی تند است و نه خیلی شیرین؛ تعادلش عالی است. شروع فلفلی و هلِ آن خیلی پرانرژی است و در ادامه با چوب صندل گرم و آرام میشود. رایحه عود هم در پسزمینه خیلی ملایم حس میشود که کار را لوکستر کرده است. پخش و ماندگاری خوبی دارد و برای کسانی که دنبال یک عطر امضای روزانه برای فصلهای خنک هستند، توصیه میشود. در کل کار خوشبویی است و برخلاف بسیاری از عطرهای ادویهای، اصلاً آزاردهنده نیست
چوپارد لدر ملکی مردانه
این عطر دقیقاً همان چیزی است که از یک ادکلن چرمی باکیفیت انتظار دارید. از لحظه اول که اسپری میکنید، بوی ادویه و چوب کاج با یک تم دودی ملایم حس میشود که خیلی زود به رایحه چرمی و گرم تبدیل میشود. من خیلی از این حالت خاکی و معدنی ته عطر خوشم میآید چون باعث میشود رایحه خیلی تکراری نباشد. برای استفاده در پاییز و زمستان عالی است و ماندگاریاش هم واقعاً خوب است. اگر سبک عطرهای سنگین، مردانه و شیک را دوست دارید، Chopard Leather Malaki پیشنهاد من است.
Valentino Uomo Born In Roma Yellow Dream
Valentino Uomo Born In Roma Yellow Dream عطری است که برای من تعادل خوبی میان طراوت و گرما ایجاد میکند. شروع رایحه بیشتر تحت تأثیر آناناس است؛ میوهای آبدار و کمی شیرین که در کنار مرکبات، حالتی شاداب و روشن پیدا میکند. مرکبات در اینجا بیشتر نقش تکمیلکننده دارند و باعث میشوند شروع عطر سرزندهتر و شفافتر به نظر برسد. با گذشت زمان، رایحه کمکم از فضای میوهای فاصله میگیرد و وارد حالوهوایی گرمتر و ادویهایتر میشود. زنجبیل و وانیل در این مرحله حضور پررنگتری پیدا میکنند و ترکیبی میسازند که برای من یادآور بیسکویت زنجبیلی است؛ شیرینی ملایم وانیل در کنار تندی و گرمای زنجبیل، حسی خوشایند و نسبتاً خوراکی ایجاد میکند، اما رایحه آنقدر شیرین نمیشود که سنگین یا آزاردهنده باشد. به نظرم جذابیت اصلی در همین تغییر تدریجی رایحه است؛ از شروعی آبدار و میوهای به فضایی گرم، نرم و ادویهای. این ترکیب باعث میشود عطر وابستگی شدیدی به یک فصل خاص نداشته باشد و بتوان از آن در موقعیتها و زمانهای مختلف سال استفاده کرد.
Imaginary Authors Memories of Trespass
عطری غنی، وانیلی و کمی دودی است که برای من حالوهوای قدم گذاشتن به یک کتابخانه قدیمی با دیوارهای چوبی را در یک عصر سرد تداعی میکند. با ترکیب چوبهای تیره، رزینهای گرم و رایحه ای از وانیل، فضایی آرام، گرم و در عین حال کمی مرموز ایجاد میکند؛ انگار میان کتابهای قدیمی، چوبهای کهنه و گرمای یک شومینه نشستهاید شروع رایحه با چوب گایاک دودی و مر، حالتی عمیق و کمی تاریک دارد و حس چوب سوخته و فضای قدیمی را بهخوبی منتقل میکند. کمی بعد، وانیل ماداگاسکار وارد میشود و با شیرینی کنترلشده و لطافت خود، خشکی و دودِ چوبها را متعادل میکند، بدون اینکه رایحه بیش از حد شیرین یا خوراکی شود. در ادامه، بنزوئین و چوب بلوط عمق بیشتری به عطر میدهند و تصویری از چوبهای کهنه، کتابخانهای گرم و بشکههای قدیمی ویسکی را به وجود میآورند. در مجموع، Memories of Trespass برای من رایحهای دنج، شیک و تأملبرانگیز است؛ ترکیبی متعادل از وانیل، دود، رزین و چوب که بیشتر از اینکه صرفاً بوی یک عطر را تداعی کند، یک فضای کامل را در ذهن میسازد؛ فضایی آرام و گرم برای یک عصر سرد، در کنار کتابهای قدیمی و نور کمرنگ شومینه.
رساسی هوس مالیبو
شروع رایحه Rasasi Hawas Malibu برای من یکی از جذابترین بخشهای این عطر است؛ ترکیبی از مرکبات و آناناس که حالتی شیرین، کمی ترش، آبدار و سرزنده ایجاد میکند. شروع کار حس میوهای و پرانرژی دارد و خیلی سریع توجه را به خودش جلب میکند، بدون اینکه بیش از حد سنگین یا شیرین شود. بعد از مدتی، اسطوخودوس بیشتر خودش را نشان میدهد و در کنار فضای میوهای، رایحه را تمیزتر، شادابتر و کمی آروماتیک میکند. در ادامه، زنبق یک حس پودری و نرم به ترکیب اضافه میکند که باعث میشود عطر از یک رایحه صرفاً میوهای فاصله بگیرد و کمی شخصیت و ظرافت بیشتری پیدا کند. در نتهای پایانی، تونکا و مشک وارد میشوند و رایحه را کمی گرمتر، شیرینتر و نرمتر میکنند. با این حال، این گرما و شیرینی آنقدر زیاد نیست که حس خنک و مناسب هوای گرم عطر را از بین ببرد؛ بیشتر باعث میشود پایان کار دلنشینتر، گرم تر و کمی عمیقتر شود. در مجموع، Hawas Malibu را عطری میوهای، شیرین، تمیز، شاداب و سرزنده میبینم که شروع بسیار جذابی دارد و در ادامه با اسطوخودوس، زنبق، مشک و تونکا، از حالت ساده و میوهای خارج میشود و شخصیت بیشتری پیدا میکند. اگر فضای Le Beau Le Parfum را دوست دارید اما دنبال رایحهای خنکتر، روشنتر و میوهایتر برای بهار و تابستان هستید، Malibu میتواند گزینه جالبی باشد. برای من، جذابیت اصلی این عطر همان شروع آبدار و میوهای آن است که حالوهوای شاداب و پرانرژی خوبی ایجاد میکند.
Imaginary Authors Slow Explosions
تصور کنید درست پس از غروب آفتاب به شهر جیپور (Jaipur) در هندوستان میرسید. گرمای روز هنوز از دیوارهای سنگی و کوچههای باریک ساطع میشود. هوا آکنده از زعفران، دود عود و ادویههایی است که از بساط بازارهایی که آرامآرام برای شب تعطیل میشوند، به مشام میرسند. جایی در همان نزدیکی، دستفروشی گلهای رز سرخ میفروشد، گلبرگهایشان در نور رو به خاموشی تیرهتر شدهاند. بیآنکه مقصدی داشته باشید، قدم میزنید. بالای سرتان، آتشبازیها در حرکتی آهسته شکوفا میشوند و آسمان را به رنگ طلایی، سرخِ تیره و کهربایی درمیآورند. انفجارها آنقدر دورند که بیشتر رؤیایی به نظر میرسند تا پرصدا. دود در هوای گرم شب معلق مانده و با بوی کتهای چرمی، کیفهای سفریِ کهنه و عود صمغی که از درگاههای پنهان میسوزد، درهم میآمیزد. این یک هتل لوکس و بینقص نیست. اینجا جایی پر از داستان است. جایی که مسافران، هنرمندان، موسیقیدانان و غریبهها برای یک شب فراموشنشدنی با یکدیگر تلاقی میکنند.
ژول ات مد پاریس اکوا سکستیوس
آکوا سِکستیوس مانندنوشیدن یک نوشیدنی گازدار در یک آبگرم ، میان گیاهان معطر است؛ جایی که هوای گرم با نسیمی خنک و تمیز درهم میآمیزد. در شروع، مرکبات درخشان و شاداب فضایی روشن و گازدار ایجاد میکنند و در ادامه، اسطوخودوس و آکوردهای تازه و معدنی بهآرامی وارد میشوند و حس خنکی، تمیزی و آرامش را بیشتر میکنند. رایحه حالت صابونی یا بیش از حد تیز پیدا نمیکند و طراوت آن بیشتر شبیه هوای پاک و خنک در یک محیط آرام و لوکس است. هرچه عطر روی پوست میماند، حالت آن نرمتر و متعادلتر میشود؛ انگار بعد از یک درمان آرامشبخش در یک حوض آبگرم ، روی پوست هنوز گرمای ملایم آفتاب و بوی گیاهان تازه باقی مانده باشد. چیزی که برای من جذاب است، همین تعادل میان تازگی و آرامش است؛ عطری که سعی نمیکند با شدت و قدرت خودش را تحمیل کند، بلکه با تمیزی، ظرافت و حس خنک و طبیعیاش حضور پیدا میکند.
Rasasi Hawas Kobra
با اولین اسپری، زنجبیل و مرکبات فضای تند، ترش و کمی شیرینی ایجاد میکنند که شروعی شاداب و پرانرژی دارد. بعد از مدت کوتاهی، این حالت مرکباتی کمی آرامتر میشود و رایحهای تمیز، صابونی و پودری بیشتر خودش را نشان میدهد؛ حسی شبیه لباس تمیز و فضای خنک و مرتب. در ادامه، چای سبز حضور مشخصی پیدا میکند و به رایحه حس تازگی و طراوت بیشتری میدهد. در کنار آن، گلهای سفید کمی شیرینی و حالت گیاهی و تلخ به ترکیب اضافه میکنند و باعث میشوند رایحه عمق بیشتری پیدا کند. هرچه عطر جلوتر میرود، نتهای چوبی پررنگتر میشوند و فضای آن کمی گرمتر و جدیتر میشود، در حالی که مشک در پسزمینه حضور دارد و به متعادل شدن ترکیب کمک میکند. در مجموع، چیزی که من از Hawas Kobra دریافت میکنم ترکیبی از مرکبات شاداب، زنجبیل، چای سبز، حس تمیزی صابونی و پودری و در نهایت یک پایه چوبی است. پخش بو برای من خوب و قابل توجه است و ماندگاری آن هم رضایتبخش است. به نظرم برای بهار و تابستان و استفاده روزمره انتخاب مناسبی است؛ مخصوصاً وقتی دنبال عطری خنک، تمیز و پرانرژی هستید که در عین حال حضور خودش را هم بهخوبی نشان بدهد.
Green Tea Lavender
به نظرم Elizabeth Arden Green Tea Lavender یکی از نسخههای دوستداشتنی و متفاوت خانواده Green Tea است. شروعش با مرکباتی شاداب و تمیز همراه است و خیلی زود حس سرزندگی و تازگی ایجاد میکند؛ چیزی شبیه یک صبح خنک و آرام که هوا هنوز تمیز و تازه است. بعد از مدتی، بابونه و مخصوصاً اسطوخودوس بیشتر خودش را نشان میدهند و عطر از حالت مرکباتی به فضایی گیاهی، آرام و تمیز میرود. برای من حالوهوای آن بیشتر یادآور یک باغ سرسبز و مرتب یا حس بعد از یک دوش آرامشبخش است؛ بدون اینکه بیش از حد صابونی یا تند شود. اسطوخودوس تقریباً در تمام مسیر حضور دارد و باعث میشود عطر شخصیت مشخصتری نسبت به Green Tea اصلی پیدا کند. اگر Green Tea اورجینال را قبلاً امتحان کرده باشید، شباهت DNA این دو کاملاً قابل تشخیص است، اما در اینجا چای جای خودش را به اسطوخودوس داده و نتیجه آرامتر، گیاهیتر و کمی متفاوتتر شده است. من این عطر را کاملاً محدود به یک جنسیت نمیدانم و فکر میکنم هم خانمها و هم آقایان میتوانند از آن لذت ببرند. ماندگاری و پخش بوی آن متوسط و نسبتاً ملایم است و به نظرم همین موضوع یکی از نقاط قوتش برای استفاده روزمره محسوب میشود. برای محیط کار، کافه، دانشگاه یا یک دورهمی دوستانه انتخاب راحت و بیدردسری است؛ عطری تمیز، آرام و خوشرفتار که بیشتر از اینکه فضا را تحت تأثیر شدید قرار دهد، حس تازگی و آرامش را در اطراف شما ایجاد میکند.
اورلوو گلدن پرنس
تصور کنید: یک جینتونیک گریپفروتِ خنک و درخشان روی میز، و دودِ ملایمِ بخوری که در ظرفی برنجی به سمت بالا میرود. نتهای میوهایِ تمشک و فلفل صورتی، مانند چاشنیهای یک نوشیدنی، شیرینی و تندی ظریفی به فضا میبخشند. اما با حرکت در فضای اتاق، روایت عطر تغییر میکند: گرمای چوب سدر، فضا را در بر میگیرد و جرقههایی از رایحه جوز هندی در میان آنها میدرخشد. سپس، نتهای خاکیِ ، سبز و گیاهی وتیور و خزه بلوط مانند سایههایی از زمین به بالا میآیند و در نهایت، چوب صندل با لطافتی بینظیر، همه اینها را به یک ردِ بویِ (Sillage) بسیار شیک و باوقار تبدیل میکند.
کانفیدنت عود هوگو باس
«ادکلن “Confident Oud” از برند هوگو باس، بیشک یکی از تجربههای درخشان من در میان عطرهای سالهای اخیر بوده است. ترکیب هوشمندانه و جسورانه “نتهای چوبی عود” در کنار غنای “کنیاک”، تعادلی میان شکوه کلاسیک و مدرنیته ایجاد کرده که کمتر در عطرهای دیزاینری شاهد آن هستیم. این عطر نهتنها از نظر رایحه، بلکه از حیث عملکرد فنی نیز نمره قابل قبولی میگیرد؛ پخش بو و ماندگاری آن، فراتر از انتظارات معمول است.
Rance Elise
این عطر با نرولی و نتهای مرکبات آغاز میشود؛ ترکیبی فوقالعاده که تازگی، تمیزی و روشنی را تداعی میکند و درخششی ظریف از گلهای سفید نیز به آن اضافه میشود. پس از چند دقیقه، رایحه مرکبات بهتدریج محو میشود و راه را برای نرمتر شدن نرولی باز میکند تا در پسزمینه عطر جای بگیرد؛ همچنان حسشدنی و درخشان، اما در پوششای ظریفتر. در حدود بیست دقیقه پس از شروع، رز بهراحتی قابل تشخیص است؛ بسیار نرم و ملایم که لطافتی گلی به عطر میبخشد، بدون آنکه بر تازگی آغاز آن تأثیری بگذارد. در قلب عطر، رایحه به سمت فضایی چوبی و گلی با تم سفید حرکت میکند، در حالی که نرولی همچنان در لایههای زیرین حضوری آرام و پیونددهنده دارد. در پایان، عطر به لطف مشک، وانیل و کهربا کمی شیرینتر و گرمتر میشود. این نتها گلها را در درخششی نرم و دلپذیر میپیچند و گرمای ملایم و شیرینی ظریفتری به آنها میبخشند.
ژانپل گوتیه له مال الگسیر
ژانپل گوتیه له مال الگسیر یک بازتفسیر مدرن از دیانای نمادین له مال است که با عسل، دانه تونکا، نعناع و چوبها غنی شده است. این عطر گرم و تلخی شناختهشده نسخه اصلی را حفظ میکند و در عین حال وانیل و عسل عمیق بیشتری به این عطر میدهند.