فروشگاه تخصصی عطر و ادکلن با بیش از ۱۰ سال سابقه
جووی پاریس لا لتیجی دس هیوز زنانه و مردانه
جووی پاریس لا لتیجی دس هیوز عطری است گرم و تلخ که شروعی دودی مانند، کمی سبز و نیمه شیرین از ترکیب رایحه بخور و برگهای کاج دارد که رایحه مشک نیز در کنارشان به مشمام میرسد. با گذر زمان عطر رو به گرمتر شدن و شیرینتر شدن گرایش پیدا کرده و همزمان رایحه کندر نیز به ترکیب عطر اضافه میگردد که اضافه شدن کندر باعث قویتر شدن تلخی و حس دودی عطر میگردد درحالیکه این تلخی بخوبی با حس شیرین و گرمای عطر مهار شده است. جووی پاریس لا لتیجی دس هیوز پخش بو و ماندگاری مناسبی دارد و انتخاب شایسته ای برای مصرف رسمی در فصول پاییز و زمستان و روزهای خنک بهاری میباشد.
این محصول در انبار موجود نیست
اخطار: آخرین موجودی فعلی!
تاریخ در دسترس بودن
با خرید این محصول شما می توانید تا 340 امتیاز وفاداری. کسب کنید. سبد شما در مجموع 340 امتیاز دارد که می تواند به کوپن تخفیف تبدیل شود به مبلغ 3,400,000 ریال.
رايحه اوليه

رايحه مياني

رايحه اصلي
| حجم : | 100ml |
| غلظت اسانس : | Eau de Parfum |
| گروه بویایی : | Oriental Woody |
| موارد استفاده : | رسمی |
| سال ارائه: | 2011 |
| جنسیت: | خانم ها و آقایان |
| مناسب برای فصل: | بهار، پاییز و زمستان |
| رایحه: | گرم و تلخ |
جووی، یک خانه عطر فرانسوی است که در سال 1923 توسط خانم Blanche Arvoyتاسیس شد. وی با نام جو خطاب میشد و نام جووی ترکیبی از نام مستعار وی و نام فامیلی اش می باشد. این برند از دهه 60 به بعد به دست فراموشی سپرده شد و دوباره در سال 2006 روی کار آمد و باقدرت کار خود را از سر گرفت
کلیسا
یک کار تمام صمغی که توش بخور و سوزانده صمغ به خوبی شنیده میشه و تداعی کننده فضاي عرفانی معنوی کلیسا است. پوشیدنش تو پاییز و زمستان خیلی مناسبه و تیپهای شدیدا رسمي و جدی
وگرنه شبیه پاپ با تیشرت هستید!
شبیه کاردینال هستش ولی به نظرم کاردینال بالانس لطیف تری داره
__________________
رایحه 7/19
ماندگاری 9/10
پخش بو 7/10
بازخورد 6/10
ارزش خرید 7/10

,تکرار
این عطر از مواد ساخته نشده؛
از تکرار ساخته شده.
La Liturgie des Heures وقتی باز میشود،
اول بخور میآید؛
نه بخور خوشبرخورد،
بلکه بخوری خام، صمغی، تاریک.
مر و اولیبانوم مثل دو دیوار سنگی روبهروی هم میایستند
و اجازه نمیدهند هوا سبک شود.
اینجا عطر راه نمیدهد،
فشار میدهد.
رزینها در دلش هستند،
نه برای شیرینی،
برای وزن.
لابدانوم و صمغها مثل روغنهای قدیمیاند
که سالها در شیشه ماندهاند
و دیگر بوی زمان گرفتهاند، نه گل.
یک رگهی خشک، کمی تلخ،
شبیه چوب نیمسوختهای که
نه آتش دارد
نه گرما،
فقط یادِ سوختن.
در عمقش،
چوب هست.
نه چوب جنگلی،
چوبی که سالها لمس شده.
نیمکت کلیسا،
درب صومعه،
میزی که هر روز همان دعا رویش خوانده شده.
این چوب، زندگی نکرده؛
تحمل کرده.
و حالا اینجا
La Liturgie des Heures
بیهیچ عجلهای
دستت را میگیرد
و میبردت جایی که
اسبِ تورین ایستاده.
در فیلم اسب تورین
هیچ اتفاقی نمیافتد،
و همین، اتفاق است.
پدر هر روز همان سیبزمینی را میخورد،
دختر هر روز همان کار را میکند،
باد هر روز میوزد،
و جهان آرام آرام
از معنا خالی میشود.
این عطر دقیقاً همانجاست.
نه قبل از فروپاشی،
نه بعدش؛
در وسطِ تکرار.
هر بار که بو را استشمام میکنی
مثل همان صحنهایست که
دختر سیبزمینی را پوست میکند
بیآنکه امید داشته باشد
طعمش فرق کند.
بخور میسوزد،
رزینها میمانند،
و عطر جلو نمیرود.
هیچ نُتی برای نجات نمیآید.
هیچ گلی شکوفا نمیشود.
هیچ گرمایی جهان را برنمیگرداند.
مثل فیلم،
عطر هم تصمیم گرفته
زیبایی را حذف کند
تا حقیقت بماند.
پخشاش کم است
چون قرار نیست فضا را بگیرد.
ماندگاریاش زیاد است
چون قرار نیست برود.
این بو مثل باد فیلم است؛
همیشه هست،
حتی وقتی دیگر صدایش را نمیشنوی.
La Liturgie des Heures
عطر آدمیست که
به آخرِ امید نرسیده،
به پذیرش رسیده.
کسی که فهمیده
قرار نیست هر روز نجات پیدا کنیم.
بعضی روزها فقط باید
در اتاق بمانیم،
سیبزمینیمان را بخوریم،
و بگذاریم بخور
بیوقفه
بسوزد.