فروشگاه تخصصی عطر و ادکلن با بیش از ۱۰ سال سابقه
سال گذشته این عطر رو از همین سایت خریدم همچنین چند هفته پیش از برند بردوئس ، سلوا برزیل را خریدم . هر دو بسیار نزدیک به هم هستند به نظر من برایت نرولی شادابتر و طبیعی هست همچنین پخش و ماندگاری فراری نرولی بیشتر از سلوا برزیل میباشد در کل ب دوستداران تام فورد نرولی هم بگویم ک این محصول در حد واندازه های تام فورد میباشد.
اصلا فک نمیکردم در این حد از این عطر خوشم بیاد اما خیلی خیلی دوسش دارم
درباره عطرهای این برند همیشه اولش اینجور فک میکنم که خیلی ساده و معمولی هستن اما بعد از چند بار استفاده،میبینم که از عطرهای دیگه م بیشتر میرم سراغشون و هرموقع استفاده میکنم همه تعریف میکنن.اکثر عطرهای این برند،دوست داشتنی و پر از انرژی مثبت و حس خوب جوونی هستن و درعین حال اصلا چیپ نیستن.ویوا لا جوسی رز هم از این قاعده مستثنی نیست
شیرینیش خیلی ملایم تر از ویوا لا جوسی اصلی و گلد کوتوره و یه خنکی ظریف و تمیز داره.بااینحال هنوز یه کوچولو از اون شیرینی مدرن تو پس زمینه باقی مونده.وقتی اول اسپری میشه رایحه گلی میوه ای و ناز و دخترونه،حاصل ترکیب گلابی و رز ازش میگیرم و بعد از مدتی گلی تر-رزی تر میشه منتها یه رز جوون پسند و شاداب و خنک و دلبر.هیچ خبری از رز سنگین و سن بالاطور نیست اینجا.مثل بو کردن یه سبد پر از غنچه رزهای صورتی و قرمزه و یه کوچولو هم شیرینی میوه ای-شیرینی طوره،شیرینی سبک و ملایمی که حتی ذره ای غلیظ یا تیز و تند نیست.یه رایحه رومانتیک و خیلی زیبا و لطیف و کاملا فمنین
و بسیار همه پسند.واقعا باورش سخته که کسی از این عطر بدش بیاد
برای من موندگاری نسبتا خوب و پخش بوی متوسطی داره و شیشه ش هم انقدر خوشگله که حد نداره.بهترین فصل برای این عطر،بهار و تابستون و نهایتا اوایل پاییزه اما من تو دل زمستون هدیه گرفتمش و حتی تو این سرما آدم رو یاد بهار و یه دنیای شاد و دخترونه و صورتی،پر از رز و شیرینی میندازه
اگه برای ولنتاین میخواین عطر هدیه بدین اصلا جای دیگه نگردین.ویوا لا جوسی رز،رومانتیک ترین و خوشگل ترین انتخابه
فرانسوا دوماشی عطرساز بزرگ جنجالی که امروز به عنوان مستر نوز اختصاصی دیور شناخته میشه در سال ۱۹۴۹ میلادی در شهر کن در فرانسه به دنیا اومد. پدر او که داروساز بود کمی بعد از تولد فرانسوا خانواده را به گرس منتقل کرد و او در پایتخت عطرسازی جهان بزرگ شد. فرانسوا دوماشی اول میخواست که دندونپزشک بشه، اما دست سرنوشت چیز دیگهای رو برای اون رقم زده بود. فرانسوای جوان در سن ۱۶ سالگی برای کار به کارخانهای در گرس رفت که مواد اولیه عطرسازی رو تولید میکرد. این کارخونه که کارخونه مشهور مان بود، فرانسوا دوماشی رو با دنیای عطر آشنا کرد و باعث شد که اون در سال ۱۹۷۲ میلادی وارد مدرسه عطرسازی کارخونه شارابو بشه. پنج سال بعد، استعداد فرانسوا دماشی توسط برند مشهور شنل شناسایی شد و او به استخدام این برند در اومد. فرانسوا در این زمان به عنوان یکی از دستیاران ژاک پولاژ عطر ساز انحصاری شنل فعالیت میکرد. شاید حالا بشود فهمید چرا آفرینشهای دیور اینقدر روح شنل دارد. استاد عطری که امروزه بر تخت امپراتوری عطر دیور تکیه زده زمانی دوست داشت دندانپزشک شود دیگر به عطرساز برجستهای بدل شده بود. طولی نکشید که او با برندهای برجسته همکاری کرد و به شهرت خود افزود. از جمله این برندها میشه به فندی، گوچی، ژیوانشی و فردریک مال اشاره کرد. در سال ۲۰۰۶ میلادی، هلدینگ گردن کلفت جهان عطر LVMH که مالک برند دیور است تصمیم گرفت که عطار اختصاسی این برند استخدام کند. طولی نکشید که به فرانسوا دوماشی به صورت رسمی به این سمت منصوب شد و کار خود را آغاز کرد. آفرینش نسخههای مختلفی از عطر مشهور میس دیور، جادور، ادیکت، پویزن، انرژی، دون، عود اصفهان، فارنهایت، عطر کلاسیک او سووَژ، دیور اوم و آفرینشهای تازهای مانند عطر سووَژ (Sauvage) همگی از ساختههای جنجالی او هستند.
تاریخ کرید به دو قسمت تقسیم شده است؛ عطرهای قبل از اونتوس؛ عطرهای بعد از اونتوس. عطر مردانه وایکینگ اثر جدید کرید است که بعد از اونتوس لانچ شده است. این خانه عطر این بار به سراغ دنیای وایکینگها رفته و از سفرهای دریایی، کشتیهای خاص وایکینگ و به طور کلی، فرهنگ این مردمان الهام گرفته. عطر مردانه وایکینگ در اصل، تجسم مردی مدرن و ماجراجوئه که بر خلاف جریان آب شنا میکنه و سعی داره تا مسیر زندگی رو به سبک و روش خودش طی کنه. ساختار عطر مردانه وایکینگ تو لایه ابتدایی با بوی فلفل صورتی، ترنج کالابریا و لیموی سیسیل آغاز میشه و در میانه راه، نعناع و رز بلغاری رو هم با خودش همصدا میکنه. نتهای پایانی اون هم ترکیبی از چوب صندل، خسخس، نعناع هندی و اسطخدوس که ترکیبی خاص و منحصر به فرد رو ایجاد میکنه. اگه با کارهای برند کرید آشنا باشین میدونین که شیشه عطرهای کرید معمولن بر اساس اندازه عطر و در برخی موارد بر اساس مجموعه تغییر میکنه. پس طبیعیه که کرید از همون طراحی شیشه آشنا برای عطر مردانه وایکینگ هم استفاده کنه. تنها نکته قابل توجه در این زمینه، استفاده از رنگ قرمز در بدنه شیشه است که سرزندگی، قدرت و حتی خشونت و ماجراجویی وایکینگها رو در یادها زنده میکنه.
با سلام
این عطر در سال ۹۶ عرضه شده به بازار احتمالا شما با لایت بلو قدیمی اشتباه گرفتید
ژان کلود النا استاد مسلم که با آفریدن آثاری ارزشمند، خدمت بزرگی به تاریخ عطرسازی کرده. ژان کلود النا (Jean-Claude Ellena) خیلیها با مدل عطرسازیه مینمالیستی و طبیعتگراش و صد البته، شاهکارهایی مانند عطر مردانه تر دِرمز (Terre d’Hermes) میشناسند. اما شاید جالب باشه بدونین که این عطرساز عالیمقام کار خودش رو از کار بر روی زمین شروع کرده! ژان کلود در سال 1947 میلادی در پایتخت عطرسازی جهان، گرس به دنیا اومد و از کودکی و به همراه مادر بزرگش به باغهای گل یاس میرفت و به عنوان کارگر فعالیت میکرد. او تو سن 16 سالگی به عنوان کارآموز در کارخانهای مشغول به کار شد که که روغنهای معطر مورد استفاده در عطر رو تولید میکرد. ضمنا، ژان کلود جوان تو این دوران در شیفت شب مشغول به کار بود و به قول خودش “بعد از روشن کردن دستگاه استخراج روغن معطر، بر روی کوهی از گلسنگ به خواب میرفته.” در سال 1968 میلادی ژان کلود 21 ساله یکی از اولین دانشجوهایی بود که وارد مدرسه (در اون زمان) تازه تاسیس عطرسازی ژیوُدان (Givaudan) شد و پس از حدود ۸ سال فعالیت در این مدرسه، به گرس بازگشت تا فعالیتهای حرفهایش رو مستقل ادامه بده. پس از مدت کمی آوازه کارهای موسیو النا باعث شد که اون دوباره به ژيوُدان برگرده، اما این بار به عنوان عطرساز ارشد. در این مدت، این استاد عطرساز با برندهای مطرحی مثل بولگاری (Bvlgari)، ون کلیف و آرپل (Van Cleef & Arpels)، فردریک مَل (Frédéric Malle)، ایو سن لوران (Yves Saint Laurent) و بسیاری دیگر کار کرد. ژان کلود النا در سال 1990 به همراه تعداد دیگری از فعالان این صنعت، بایگانی بینالمللی رایحه اوسموتک (Osmothèque) رو تاسیس کرد. همینطور گفتنی که این استاد افسانهای تاریخ عطر خودش رو به شدت متاثر از روش عطرسازی افسانه عطرسازها، ادموند رودنیتسکا (Edmound Roudnitska) میدوند. موسیو رودنیتسکا یکی از بزرگترین عطرسازهای تاریخ که آثاری مثل دیوریسیمو (Diorissimo)، دیورلا (Diorella)، او سوُوَژ (Eau Sauvage) و بسیاری دیگر رو تولید کرده. همچنین، ادموند رودنیتسکا در پیدا کردن روش درست استفاده از گل موگه (گل برف – گل مروارید) در عطرسازی تاثیر به سزایی داشته. در سال 2004 برند مشهور هرمس (با تلفظ صحیح ارمز در زبان فرانسه) اولین برند عطری غیر نیش بود که تصمیم گرفت یک عطرساز اختصاصی استخدام کنه. طبیعتا، برندی با اصالت و سطح هرمس به کسی کمتر از بهترین راضی نبود. و به این شکل، ژان کلود النا به عنوان عطرساز اختصاصی و انحصاری هرمس مشغول به کار شد. در دوران فعالیت النا در هرمس، مجموعه عطرهای باغ (Les Jardins)، هرمسنس (Hermescence) و صد البته گل سر سبد عطرسازی معاصر، عطر تر دِرمز (Terre d’Hermes) روانه بازار شدن. هر کدوم از این رایحهها علاوه بر موفقیت تجاری یک موفقیت و یک تابلوی هنری نیز محسوب میشن و اسم ژان کلود النا رو در تاریخ عطر جاودانه میکنند. همینطور استاد النا به همراه دخترش سلین برند عطر نیش The Different Company رو هم تاسیس کرده که یکی از مهرههای اصلی بازار عطر ایندی نیش به شمار میاد. در سال 2016 ژان کلود النا تصمیم به بازنشستگی گرفت و جای خودش رو به عطرساز دیگهای به نام کریستین ناژل (Christine Nagel) داد. این استاد بزرگ عطرساز که چندین کتاب هم تالیف کرده، خودش هیچ وقت از عطر استفاده نمیکنه تا اعصاب بویاییش خیلی بهتر بتونن در محیط کار کنن. همچنین، موسیو النا به این معروفه که همیشه پیراهن مردانه سفید میپوشه. در حال حاضر موسیو النا در شهر زادگاهش، گرس زندگی میکنه و در سن 70 سالگی، دوران بازنشستگی خودش رو طی میکنه.
وقتی خبر مرگ چارلز منسون را شنیدم یاد آن شب اثیری در آن خانه مجلل بر فراز تپه دربلآر افتادم. وقتی شارون تیت همسر ۹ ماهه باردار زیباروی رومن پولانسکی بدست چارلز منسون و گروهش در سال ۱۹۶۹ در وان حمام ناقص العضو و سلاخی شد. خانوادهٔ منسون از نظریهٔ او با عنوان «درهم و برهمی» پیروی میکردند. چارلز منسون در «درهم و برهمی» وقوع هرج و مرج را پیشبینی کرده که بر اثر تنشهای نژادی و اقتصادی در دورهٔ آخرالزمان رخ میدهد. منسون پیشبینی کرده که طی دوران جنگ موعود ایالات متحده ویران خواهد شد. هرج و مرج حکفرما خواهد شد و جنون، خشونت و وحشت فرمانروایی میکند. نظریه درهم و برهم چارلز منسون به شدت یادآور آنومی است؛ جامعهای افسارگسیخته که نشانهی مشخصش فقدان هنجار است. جامعهای در منجلاب فساد اخلاقی و جنسی فرو رفته و پر از جرم و جنایت. مشخصه ضد عطر امواج اینترلود درهم و برهمی است. ملغمهای از سر و صداهای گوش آزار و نورهای چشم آزار ؛ هیچ چیز سر جایش نیست؛ از قدیم میگفتند عطر باید آرامش بیاورد؛ ولی اینترلود یک ضد آرامش است. آنومی واقعی است. با آنارشی اشتباه نشود. به اشتباه هرج و مرج را آنارشی مینامند. آنارشیسم، برخلاف باور عمومی، خواهان «هرج و مرج» و جامعهٔ «بدون نظم» نیست، بلکه همکاری داوطلبانه را درست میداند که بهترین شکل آن ایجاد گروههای خودمختار است. طبق این عقیده، نظام اقتصادی نیز در جامعهای آزاد و بدون اجبارِ یک قدرتِ سازمانیافته بهتر خواهد شد و گروههای داوطلب میتوانند بهتر از دولتهای کنونی از پس وظایف آن برآیند. آنارشیستها به طور کلی با حاکمیت هرگونه دولت مخالفند و دموکراسی را نیز استبداد اکثریت میدانند (که معایبش کمتر از استبداد سلطنتی است.) اینترلود امواج sloppy درهم و برهم, شلخته, کثیف, نا مرتب untidy درهم و برهم, نا مرتب. unorganized درهم و برهم, نابسامان, فاقد سازمان, غیر مشتکل, تشکیل نشده. desultory درهم و برهم, بی قاعده, پرت, بی ربط, بی ترتیب turbid کدر, گل الود, درهم و برهم, تیره, مه آلود. intricate پیچیده, بغرنج, درهم و برهم, مرکب. woebegone افسرده, گرفتار غم, درهم و برهم. tangly گوریده, گیردار, درهم و برهم, ژولیده. topsy-turvy وارونه, واژگون, درهم و برهم. nounolio درهم و برهم, شلوغ, مخلوط, چیز درهم ریخته. imbroglio سوء تفاهم, درهم و برهم, مسئله غامض, قطعه موسیقی درهم آمیخته و نامرتب. adverbhiggledy-piggledy درهم و برهم, بطور درهم و برهم. hurry-scurry درهم و برهم, بطور درهم و برهم است. تا حالا خیلیها را دیدم اینترلود به خاطر پخش بو و ماندگاریاش میخرند؛ نهایت ۵ میل به زور مصرف میکنند و ازش متنفر میشوند و میفروشندش. اینترلود عطر قاتل است. در آن شب اثیری بر فراز تپه دبلآر در هوا اینترلود موج میزده. اینترلود پادآرمانشهری پر از تجاوز، جنایت، استعمال مواد مخدر و پر از گروههای خلافکار؛ دارای چرخ دنده هایی است که خشونت بی پایانی را بیپرده به نمایش می گذارد که با تغییر نسلها کهنه نخواهد شد و همواره جوامع را تحت تاثیر قرار خواهد داد. این جهان سرشار از تکنولوژی، صنعت و پورن همانی است که حمید هامون سالها قبل فریاد زد: همهش هم به خاطر این شیکم صاب مرده است. راحت لم دادن... معنویت چی شد؟ به سر عشق چی اومد؟
ﻫﺎﻟﻪﯼ ﻧﻮﺭ ﺧﺪﺍ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺳﻴﺎﺭﻩ ﯼ ﮔُﻢ ﺳَﺮﺩﺭ ﺳﻨﮕﯽ ِ ﻧﻔﺮﻳﻦ ﺷﺪﻩﯼ ﺷﻬﺮ ﺳُﺪﻭﻡ ﺍﺧﺘﻼﻑ ﻃﺒﻘﺎﺗﯽ ﻣﻦ ﻭ ﻧﺴﻞ ﺑﺸﺮ ﻏﺎﺭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻣﺨﻔﯽ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﻋﺼﺮ ﺣﺠﺮ ﭘُﺴﺖ ﻳﮏ ﻧﺎﻣﻪ ﺑﻪ ﺁﻳﻨﺪﻩﯼ ﺗﺎﺭﻳﮏ ﺟﻬﺎﻥ ﺳﺒﻘﺖ ﺫﻫﻦ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﺎﻳﺮ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺯﻣﺎﻥ رئوف دلفی مردی را دیدم که نشسته بود کف پیادهرو. هماین بالای پارکوی. دست میکشید کف پیادهرو، گریه میکرد. فکر کردم دیوانه است. تر و تمیز بود. بلند شد رفت تکیه داد به یک کاج. عینکاش را درآورد، گذاشت توی جیب پیرهناش. آغوشاش را باز کرد، آغوشاش را با تومأنینه بست؛ انگار که کسی را بغل گرفته باشد. بغض کرد، شروع کرد هایهای گریه کردن. بعد دستهای حلقهشدهاش را باز کرد از دوُر خودش، خم شد و زمین را بوسید. کف پیادهرو را بوسید. نشستهنشسته، خودش را کشید کمی آنطرفتر، دوباره جای مشخص دیگری را بوسید. و هماینطور هی... فکر نکردم دیوانه است. دیوانهها، «خیابانی»اند، مرسوم نیاستند در کف پیادهرو. و آن آغوش... آن آغوش، یا آغوش «یار»ی بود، یا خداحافظی با قهرمانی گذشته برای روزگار رفته. چهفرق میکرد؟ باور که نکنی، البته که فرق دارد. باید فکر کنی که دیوانه بود طرف. من باور میکنم ولی؛ حتی اگر سالها باشد که دیگر نه یاری نه قهرمانی نه هیچ خاطرهای را در پیادهروها نشود در آغوش کشید. مهم است که در بطن تراژدی باشی، نه تماشاچیاش. وقتیکه در ماشین نشستهای، در خیابان، از پشت شیشهها است اگر خیرهای به پیادهرو. پس تماشاچی یک تراژدی هستی. ارسطو هم گفتهاست:«تراژدی، ببینندهاش را تطهیر و سبُک میکند». اصلا قصد تراژدی هماین است. تو مینشینی در سفینه فضایی که سبک شوی، من اما در خود تراژدی، با «پیاده» راه میروم؛ من بخشی از این تراژدی هستم؛ آغوشی که باز است، یاری و خاطرهای، قهرمانی که قدمگاهی دارد. گفتهاند تراژدی، چیزی از «ترانه» را در خود دارد {تراگو؛ بهیونانی}. تکیه دادم به یک درخت کاج، هماینطور رفت ... رفت .... رفت ... و این، خاصیت پیادهروها است. ساعت، هنوز ده نشده ... مغشوشتر از همیشه. تهران؛ بر سهشنبه اندوه برف میبارد. د لایبرری کالکشن اوپوس هفت اثر دیگری از تیم ورک آلبرتو موریلاس و پیر نگرین است. یکی از دیگر از شاهکارهای مرموز امواج. پر از تصویر و شعر و موسیقی. نبرد ابدی چرم و عود.
شروعی نسبتا کلاسیک داره و رفته رفته جلوه های مدرن خودشو نشون میده. بیشتر به نظرم چرم و پچولی محور کار هستن و خب کمی اکورد کهربایی در کنارشون. کسایی که با چرم فقط ارتباط خوبی دارن باید تست کنن کار رو چون شبیه کارای چرمی متداول نیست ولی اونایی که پچولی و کهربا رو دوست داشته باشن قطع یقین لذت میبرن. رایحه همه پسند نیست ولی به عنوان یک کار زمستونی بسیار با کیفیت و لذت بخشه. ینی مهم خود شمایید که کیف کنید و خب طبعا روح نیش ها همگی همینه
قدرت بسیار بالایی داره و لذا خریدش به صرفه خواهد بود
________________________________
رایحه 6/10
ماندگاری 9/10
پخش بو 8/10
بازخورد دیگران 6/10 (معمولی)
ارزش خرید 7/10
و در حسهایمان چه ابزارهای عالیای که برای مشاهده نداریم! برای مثال، همین «بینی»، که تاکنون هیچ فیلسوفی از آن با بزرگداشت و سپاس یاد نکردهاست، هماکنون بهترین ابزاری است که در اختیارِ ما است: او چنان کمترین جابجاییای را ثبت میکند که هیچ طیفسنجی نمیتواند. علم امروزه درست تا بدانجا دامنه دارد که ما گواهیِ حسها را پذیرفتهایم ـــ که بر آنایم آنها را باز هم تیزتر و ابزارمندتر کنیم و اندیشیدن تا نهایتِ آنها را آموختهایم. هر چیزِ دیگری جز آن، علمِ دُژزاد است و هنوز-نه-علم: مرادم متافیزیک است و نظریهی دانش. یا علمِ صوری است و نظریهی نشانهها، همچون منطق، و یا منطقِ کاربردی است، یعنی ریاضیات. [عالم نشانه هایی که] واقعیت راهی به آنها ندارد، حتی به صورتِ مسئله. و هرگز این پرسش مطرح نمیشود که ارزشِ واقعیِ قراردادِ نشانههایی چون منطق چیاست. ـــ ابرمرد فلسفه فردریش نیچه، غروب بتها، «عقل» در فلسفه، قطعهی 3 خانه عطر امواج بعدی دیگر از جهان رایحه را دارد به ما نشان میدهد؛ چیزی خارج از تصور ما؛ در براکن ما با یک ضد عطر ساختارشکن طرف هستیم؛ من عاشق این تخریب هستیم؛ تصور ما از فوژه همیشه یک چیز بوده است؛ ولی کریس چانگ به سه عطارش اولیویر کرسپ، فابریس پلگرین، فیرمیچیچ سفارش داده فوژهای خلق کنند که در اصل ضد فوژه باشد. فریدریش دورنمات یک روز تصمیم میگیره یک رمان ضد رمان پلیسی بنویسه؛ رمان قول مینویسه؛ بعد همین رمان تبدیل میشه به فخر رمان پلیسی؛ به قول پیتر هانتکه: خواندن قول یک ضرورت است؛ خود را آماده کنیم برای زندگیای که از واقعیت ها پیروی نمیکند. امواج با براکن یک دِکُنستروکسیُن خالص در طبقه بندی عطرهای فوژه ایجاد میکند. اصطلاح Déconstruction را فیلسوف معاصر فرانسه ژاک دریدا با مفهومی نه چندان صریح برساخت. دریدا با واسازی که وجه دیگر نقدِ متافیزیک است، میخواهد با «اوراق کردن» ساختارها، در حقیقت، «کشف حجاب» کند (به مفهوم Alétheia یونانی – هایدگری) و در این مسیر، خاستگاه و نقش «مرکز» مقتدر، مسلط و متعالی را در ساختارمندی خودِ ساختار آشکار سازد. از این رو واسازی دریدایی هرگز مفهوم منفی نابود کردن و خراب کردن را با خود حمل نمیکند.
ادویه و میوه در کنار هم با بالانس خوب قرار گرفتن و براي فصول سرد سال یک محصول جذاب ارائه کردن. البته براي کسایی که اهلش باشن
پرفورمنس خوبي داره و مثل خیلی از کارای میوه ای تو ذوق مخاطب نمیزنه و کنترل شده س میوه
_______________
رایحه: 7/10
ماندگاری: 8/10
پخش بو: 6/10
بازخورد دیگران: 7/10
ارزش خرید: 7/10
یه کار تنباکویی بسیار لطیف و همه پسند
تنباکو در این کار کمی میوه ای شده و بالانس کار به نحویه که تقریبا ميشه گفت چهار فصله
ادویه خیلی خودشو نشون نمیده و بیشتر داره زمینه رو براى اجرای هرچه بهتر تنباکو مهیا میکنه
پاییز و بهار بهتر خودشو نشون خواهد داد
_______________
رایحه: 8/10
ماندگاری: 7/10 (خوب)
پخش بو: 6/10 (خوب)
بازخورد دیگران: 8/10
ارزش خرید: 7/10
عطرهای سنتتیک بوهایی دارند که ما قبلن درعطرسازی نداشتیم این یکی از نکتههایی که خیلی دوسش دارم؛ تجربه جدید و عطرهای ساختارشکن به دیگر عطرها حالا هر چقدر هم طبیعی باشند ترجیح میدم چون هیچ عطر طبیعیتر از خود عنصر اصلی نیست مثلن فلان عطر میگویند طبیعیترین بوی پرتقال دارد چه کاریه آخه؛ خوب میرم پرتقال میخرم هم ارزونتر درمیاد هم عصارهاش خودم میگیرم هر وقت خواستم اسپری میکنم بعضی از عطرها به شما ثابت میکنند "حس بویایی در انسانها متفاوته." واندرعود یکی از اون گندههاست که هرکسی از ظن خود شد یار من؛ یکی فقط بوی صمغ ازش حس میکنه؛ یکی دیگه فقط بوی وتیور اون یکی فقط بوی بخور؛ یکی دیگه بوی چرم چوبی! یکی دیگه... شما روغن خالص عود کامبوج بو کرده باشید متوجه میشوید کام دس گارسنز چه اثری خلق کرده. این عطر سنتتیک است؛ اگر از این واژه میترسید شما سنتتیک فوبیا دارید نباید از واژه سنتتیک هراسید. سنتتیک این روزها شده مترداف با مزخرف؛ شیمایی و بد. ولی عطرسازی سنتتیک با الهام از رایحهی مادر چهرههای دیگری از اون رایحهها را نشان میدهند و تغییراتی بدیع و خیلی بهتر خلق میکنن که باعث خوشایندتر شدن اثر میشوند. کام دس گارسنز به همراه الساندرو گوالتیری و آنتوان لای و فرانسیس کورکجیان و اندی تاور در ساخت عطرهای سنتتیک پیشرو هستند روزی که ایفرا استفاده از هر عطر خالصی ممنوع اعلام کند بعد اون موقع دیدنی است ابتدای اون راهی که عالیجنابان روژا داو؛ ژان کلود النا؛ زرجوف ممو و... ایستادند. نیایید بگوید اسم کوچک ممو؛ فلانه؛ خوب از قصد من اینجوری صداش میکنم در واندرعود؛ بخار معطر؛ سدر تگزاس؛ عود کامبوج نعناع هندی اندونزی صندل استرالیایی وتیور هاییتی چوب گایاک و پشمینه استفاده شده همهی این ترکیبات قرار بوی عود کامبوج تداعی کنند که به نظر من به خوبی موفق شده. جزو سه عطر برتر محبوب حال حاضر من و از زدنش کلی انرژی خوب میگیرم هر بینی از آن یک بویی استشمام میکند و این هنر عطار و خانه عطر ساختارشکنش است عطرهای ساختارشکن بیشتر از اینکه موافق داشته باشند مخالف دارند.
با دلار و لوبیا از تو قبرستون نمیشه به هیچ موعودی رفت. مسعود کیمیایی، سرب عود وود عالیجناب تام فورد بوی اون قبرستان اساطیری میده. قبرستانی که در آن ام سون ایو سن لورن خوابیده است. عود وود در ستایش اثر بدیع و غیر قابل دسترس تاریخ عطرسازی ساخته شده است. در ابتدا تند و اسپایسی باز می شود و در میانه تمی چوبی- دودی خفیف به خود میگیرد سپس در نت پایانی با حالتی کرمی و نرم، مرکب از وانیل و دانه تونکا به پایان میرسد. عود وود بر پایه رایحه اصلی عود و چوب رز شکل گرفته است. نت ابتدایی با عطری گلدار و تمیز از رز و نعنای هندی باز میشود. عطری کم شیرین و تمیز از گلهای رز که با سرمایی نعناگون و خفیف ترکیب شده است و نسیمی ممتد همچون کاهگل از آن به مشام میرسد. در این گام عود وود چهرهای آرام از خود به نمایش میگذارد که در واقع نقابی است بر جاه طلبیها و رقابت جوییهای او! عطر ابتدایی دمایی متعادل دارد و هرچه به نت میانی نزدیک میشویم رایحه عود و بخور با یکدیگر ترکیب شده و شکوفاتر میگردند. رایحه آرام آرام رو به گرما حرکت میکند. عود وود در این پرده فوران میکند و شخصیت اصلی خود را بروز میدهد. همچون آتش سوزنده و گرم میشود تا ذوب کند. در نت پایانی هستیم. اکنون دیگر هیاهو فروکش کرده چرا که برنده تعیین شده است. سکانس پایانی این بازی بزرگ، طعمی شیرین، ملایم و نرم دارد که با حالتی چرب و حیوانی آمیخته است و این همان طعم خوش برد در رقابتهای این مرد جاه طلب است.
بازگشت شکوهمندانه گوچی با گیلتی آبسولوت؛ عطری شکیل و رسمی که ساختاری تلخ، دودی، چرمی و حیوانی دارد. عطارش هم آلبرتو موریلاس کبیر است. بدون شک در هوای سرد شبانه وقتی ویسکی نوشیده باشید سیگار برگی روشن کرده باشید این بپوشید لذتش وصف ناپذیر است. عطری هیجان انگیز برای عشاق چرم و بوهای حیوانی که ماشالله تعدادشان هم کم نیست. خوشحالم در این کار هیچ اثری از عود نیست و این عالی است.
نمیدانم چرا مردم انتظار دارند هنر را درک کنند درحالی که این حقیقت را قبول دارند که خود زندگی هم قابل درک نیست؟ ديويد لينچ سایکدلیک جووی الهام گرفته شده از فرهنگ روان گردان (سایکدلیک) است و تلاش دارد تاثیرهایی مشابه استفاده از داروهای روانگردان (مواد مخدر و محرک) با رایحه ایجاد کند. شاید همین یک خط باعث شود کسی وسوسه شود و آن را بخرد و وارد جهانهای موازی شود. ولی نه اشتباه نکنید شما نمیتوانید بدون پیش زمینه فکری و فرهنگی حتا ذرهای سر از کارش در بیاورید. اگر یهو بروید فیلم اریزر هد دیوید لینچ ببینید خوب معلومه هیچی ازش سر در نمیارید و فکر میکنید با یه فیلم سردرگم طرف هستید. شما قبل از اینکه فیلمهای دیوید لینچ ببینید باید بوف کور صادق هدایت؛ سرشب بتها فردریش نیچه؛ مسخ فرانتس کافکا خوانده باشید. باید ساعتها محو تماشای تابلوی جیغ اثر ادوارد مونک شده باشید. باید خیلی از راهها را رفته باشید. مثلن در یک عصر دلگیر روز جمعه زمستانی وقتی سرمای شدید خوردهاید؛ و دوست دخترتان ترکتان کرده و تمام بدنتان پر از چرک و عفونت شده؛ و دارید از تب میمیرید سرتان را به شیشه سرد اطاق چسبانده باشید به حیاط نگاه کرده باشید و به این فکر کرده باشید... ادوارد مونک درباره تابلو جیغ میگوید: «یک روز عصر قدمزنان در راهی میرفتم؛ در یک سوی مسیرم شهر قرار داشت و در زیر پایم آبدره. خسته بودم و بیمار. ایستادم و به آن سوی آبدره نگاه کردم؛ خورشید غروب میکرد. ابرها به رنگ سرخ، همچون خون، درآمده بودند. احساس کردم جیغی از دل این طبیعت گذشت؛ به نظرم آمد از این جیغ آبستن شدهام. این تصویر را کشیدم. ابرها را به رنگ خون واقعی کشیدم. رنگها جیغ میکشیدند. این بود که جیغ از سهگانهٔ کتیبه پدید آمد.» شما قبل از اینکه سایکدلیک جووی بو بکشید بروید solo Sorrow دیوید گیلمور را گوش کنید ببینید میتوانید با این اثر موسیقیایی ارتباط برقرار کنید؟ اگر نه پس هنوز نمیتوانید سر از این عطر در بیاورید. برای این مراقبه عطریایی یک سری پیش زمینهها لازم است. سینمای دیوید لینچ رازی است سر به مهر همچون رانندگی در شاهراهی گمشده آنهم در شب تار. شاهراهی پر پیچ و خم، دهشتناک و افیونی. خفنترین عطرباز خاورمیانه در آن شب اثیری تابستانی چه عاشقانه سایکدلیک جووی از جعبهاش در آورد و بو کشید. شیشهها و شیشهها پشت سر هم تمام کرده بود که به آن شب پر از مکاشفه رسید.
در این عصر تهاجم درد الیزه رنسه همچون داروی آرامش بخش است؛ در این جهان تداوم بیعلاج دلشورهیی سمج الیزه رنسه پاک و مهربان است؛ دریچهای که باهاش میشود به ازدحام کوچه خوشبخت نگاه کرد. این معجون شفابخش نرولی خط بطلانی است بر این نظریه که عطرهای تابستانی بی روح و بیکاراکتر هستند. چه کسی میتواند الیزه رنسه را ببوید و ایمان نیاورد که شب ظلمت حکام از بین نمیرود؟ آن نخوت باد دی و شوکت خار؛ آن شب تار؛ آن پریشانی شبهای دراز و غم دل؛ آن روز هجران و شب فرقت یار؛ آن همه ناز و تنعم؛ آن بدعهدی ایام؛ آن تشویش خمار؛ آن محنت بیحد و شمار عاقبت در قدم باد بهار آخر شد؛ الیزه رنسه همان باد بهار است.
پس از آنکه بودا مرد، سایهی او را قرنها در غاری برای ترساندنِ مردم نشان دادند؛ سایهای ترسناک و عظیم. خدا مرده است، آری، طبیعت انسانها اینچنین است که باز هم سایهی او را در غارها تا هزاران سال برای ترساندن نشان خواهند داد... و ما باید بر این سایه نیز غلبه کنیم. فردریش نیچه ساهارا نوآر ضد عطر تام فورد تجسم عدم حضور خدا در جهان است. خشک و تفدیده؛ معلم شهید علی شریعتی چه شورانگیز میگوید: به کویر میرسی. کویر، این سر زمین تفدیده. ساهارا نوآر یه رایحه خشک و بشدت صمغی و تلخ به همراه بوی خاص و تلخ و رزینی و دودی کندر است. یه عطر با بوی بسیار تلخ و قوی صمغهای درختهای اساطیری به همراه رایحه قوی صمغ کندر که توی کنیسهها سوزانده میشه و رایحههای چوبی و ادویهای و کهربایی که این فضا را در بر گرفتهاند. یه رایحه خیلی خشک، خشن و جدی بدون کوچکترین کاراکتری هپی که تو عطرهای امروزی زیاد میشه حس کرد. مردانه است و اونم از اون مردانههای مردافکن خشن و رسمی و جدی نه از این مهربونهای که شنل بنیانشان را گذاشت که امروزه خیلی از آقایون میزنند و دافها خوششان میاد. به شدت اخطار میکنم اصلن خرید این عطر بدون تست به هیچ عنوان صحیح نیست. این عطر برای زنان طبقه بندی شده؛ ولی اگر زنی توانست این ضد عطر تام فورد بزند به من نشانش بدهید.
یک کار چوبی بسیار شیک و تقریبا همه پسند. منو یاد نیسین از دو مارلی میندازه یک ترکیب چوبی پچولی که کاملا مردانه س با قیمت به مراتب کمتر!
گرم و تلخ و مناسب برای استفاده در پاییز زمستان و اوایل بهار با پرفورمنس بسیار خوب
اطرافیان کاملا متوجه عطرتون میشن و احتمالا اسمشو بپرسن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
رایحه 7/10
ماندگاری 7/10 (خوب)
پخش بو 7/10 (خوب)
بازخورد 7/10
ارزش خرید 6/10
حیف که موجود نیست.یه عطر فوق العاده ست کاملا مناسب ماههای سرد سال و با ارزش خرید بسیار بالا
رایحه گرم و خوشمزه ای که به هیچوجه بچگانه نیست بلکه عمیق،بالغ و جذابه.ترکیب نت های بالمی و روایح خوشمزه شکلاتی وانیلی تو این عطر بینظیره.رایحه ای به یادموندنی که حتی مناسب اینه ک عطر امضای آدم بشه.موندگاری و پخش بوی خیلی خوب
چند ساله ک قصد خرید این عطر بینظیر رو دارم و دلم پیشش مونده اما هربار به علتی قسمت نمیشه.اما بالاخره یه روز میگیرمش
موقع اسپری کردن،پرتقال اولین چیزیه ک میشه حس کرد.اما نه یه پرتقال ترش و تیز و اسیدی.بااینکه معمولا از عطرهای مرکباتی خوشم نمیاد اینجا پرتقالی بودن عطر رو دوس دارم.بعد از چند دقیقه رایحه پرتقال از آبدار بودن درمیاد و نرم و گرمتر میشه.چیزی ک تا ساعتها همراه آدم میمونه رایحه ای شبیه کیک اسفنجی پرتقالی و وانیلی خونگیه.کمی هم شبیه بوی کیک های صبحانه ست ک میشه از قنادی ها گرفت.واسه من تداعیگر عصرونه هاییه ک وقتی کوچیکتر بودم میخوردیم.کیک تازه از فر دراومده و گرم مامان پز و چای دارچین.پر از احساس آرامش و امنیت
برخلاف خود فنتسی زیادی شیرین نیست و باوجود اینکه رایحه خوشمزه و کمی اسپایسی داره اصلا تند و تیز نیست
پخش و موندگاریش رو پوست من متوسطه و هرچند بیشتر از همه تو پاییز میچسبه بنظرم تمام طول سال قابل استفاده ست
یکی از کارای خیلی خوب فراري
کاملا یونی هستش و برای فصل تابستان انتخاب مناسبیه. بوی شیرین ملایمی داره که وقتی اول اسپری میکنید انگار دارید شیشه مربای انجیر رو بو میکشید. رفته رفته متعادل میشه و خیلی عالی و دلنشین. ارزش خرید این کار بسیار بالاست ولی پرفورمنس معمولی یا نسبتا ضعيف داره که البته با توجه به قیمتش بازم عالیه.
تیپ های اسپرت و جوان مخاطب کار هستن
___________________
رایحه: 8/10
ماندگاری: 7/10
پخش بو: 6/10
بازخورد: 7.5/10
ارزش خرید: 8/10
خب پچولی اومده کنترات برداشته عطر رو
کهربا هم کنارش هست و ترکیب عجیبی ساختن
به هیچ وجه بازخورد خوبی نداره و اکثرا بدشون میاد
بوی خاک گلدون رو میده :)))
چون پچولی خاکی داریم و بوی خاک ازونجا داره میاد. یجورایی زینو داویدف رو اگر ده ها برابر قوی تر و بدون چوب صندل کنیم به سایکدلیک میرسیم
پخش و ماندگاریش همتا نداره
________________
رایحه 4/10
ماندگاری 11/10 :)
پخش بو 11/10 :)
بارخورد 1/10
ارزش خرید 4/10
باغ سایبری
وقتی قرار باشه باغ سایبری بسازی دقیقا باید همین بو رو بده! سبز مدرن ...
مشخصا عطر سبز سبزه و فوق العاده برلی تابستان
پخش و ماندگاریش به نسبت کار تابستونی قابل قبوله
انگار وسط چمنزار ها دارید غلط میخورید
اگه کارای سبز دوس داشتید مثل لاگوست اسنشیال قطعا عاشقش میشید
_________________
رایحه 9/10
ماندگاری 7/10 (حدودا 5 ساعت)
پخش بو 7/10 (حدودا 3 ساعت)
بازخورد 7/10
ارزش خرید 6/10
فوق العاده س واسه کسایی که روایح شرقی رو دوست دارن. ساده تر بگم اگه خانواده عود رو دوست دارید قطعا عاشقش میشید. اما توجه کنید این یک کار عودی تند نیست بلکه بدون زاویه هستش و با رز یک ترکیب دلنشین خلق کرده. زنونه نیست به نظرم و البته که این روایح خیلی همه پسند نیستن، خوبن ولی کسی نمیگه واو چه عطری! چرا?! چون ملت به عطرای ساده که بتونن تو چند ثانيه بفهمنش میگن واو و چنین کارای نسبتا جون دار و یکم پيچيده که درکش نیازمند زمانه به چشمشون نمیاد. خلاصه واسه تعریف و تمجید اگه عطر میخواید شاید نتونه خیلی راضي تون کنه ولی دلبری میکنه از عاشقای شرقی !!!
حتما تستش کنید قبل خريد
تیپ های نسبتا رسمی در فصل پاییز و زمستان و شاید اوایل بهار مناسب استفادش هستن
________________
رایحه 9/10
ماندگاری 9/10 (حدودا 12 ساعت)
پخش بو 8/20 (حدودا 7 ساعت)
بازخورد 6/10
ارزش خرید 5/10 (با این قیمت نمیصرفه)
بوی مربای البالو با همراهي بادام سوخته به مشامتون خواهد رسید. شيرين و گرم که مال هوای سرده. دانه های تونکا در این کار زیاده روی کرده و کار زيادي شیرین شده. به درد مجالس میخوره بیشتر یا قرارهای شبانه. اصلا در هوای گرم استفادش نکنید چون ازش متنفر خواهيد شد ولی تو سرما کار جالبیه
تستش کنید حتما، رایحه متداولی نیست
_________________
رایحه 6/10 (تونکای زیادی)
ماندگاری 8/10 (حدود 10 ساعت)
پخش بو 8/10 (حدود 5 ساعت)
بازخورد 6/10
ارزش خرید 6/10
سلام بر وتیور
سلام بر نعنا
عطری با محوریت علف وتیور و همراهی نعنا که اون وسطا مرکبات هم کمی وارد بازي میشه. بهترین فصل واسش پاییز و بهاره به نظر من. تیپ های کاملا رسمی، مردان جدی و نسبتا جا افتاده مخاطب این کار هستن. پخش بوش متوسطه و ماندگاریش خوب.
_____________________
رایحه 8/10
ماندگاری 8/10 (حدود 7 ساعت)
پخش بو 7/10 (حدود 4 ساعت)
باخورد 6/10 (چون جدیه!)
ارزش خرید 7/10 (خوب)
کیم کارداشیان هانے یه عطر معتدل و شیرین و کاملاً عسلیہ.رایحہ عســـل و موم عسل خیلے طبیعے و خوشمزه و دلنشین کار شدن و پشت دریایے از عسل,رایحہ تمیز و لطیف و پودری گل پیچ امین الدولہ,شکوفہ پرتقال,رز و یاس رو داریم
باوجود شیرینے اصلاً عطر بچگونہ طوری نیست و بخاطر رایحہ مشخصے کہ داره میتونہ عطر امضاتون باشہ.کمے منو یاد الی ساب ادوتویلت و الی ساب اینتنس میندازه بااینحال شخصیت منحصربفرد خودشو داره و بین صدها عطر مختلف براحتے قابل تشخیصہ.موندگاری و پخش بوی خیلے خوبے داره و بصورت چهارفصل قابل استفاده ست.بشخصہ خیلے دوسش دارم
ری ری یه عطر مدرن و جوونپسند و دلنشینہ کہ بعنوان عطر روزانہ در تمام طول سال قابل استفاده ست
رایحہ میوه ای پشن فروت در تمام طول عمر عطر حس میشہ.بااینکہ معمولاً عطرهای میوه ای زود دلمو میزنن امّا ری ری حسابے بہ دلم نشست.وانیل میوه ای غالبہ و روایح گلے ڪمرنگن و تو پس زمینہ هستن.بااینکہ عطر شیرینیہ,شیرینیش زننده و غلیظ نیست و یه جور شیکے دخترونہ و مدرن و شاد و جوون داره
اگہ بہ عطرهای با رایحہ غالب گل مگنولیا علاقہ دارید حتماً حتماً این عطر دوست داشتنے رو امتحان کنید
بولگاری مگــنولیا سنشوال عطر ساده ایہ امّا در عین سادگے فوق العاده زیباست.رایحہ طبیعے و لطیف گلهای سفید مخصوصاً مگنولیا در بستری از وانیل خامہ ای و بستنے طور چیزیہ کہ تا چندین ساعت همراهتون میمونہ.رایحہ ای کہ در عین شیرینے ملایمش,فرش و شاداب هم هست
بنظرم بهار براش بهترین فصلہ اما بصورت چهارفصل هم قابل استفاده ست.عطر بی آزاریہ و بعیده بتونہ کسے رو اذیت کنہ.موندگاری متوسط و پخش بوی ملایمے داره و بعنوان عطر عروس هم میتونہ انتخاب خوبے باشہ
هرچه از ایسی بو کردید رو فراموش کنید چون ژاپنی ها قصد خرق عادت کردن و یک کار عالی کهربایی رو با کیفیت بالا ساختن. ابتدای کار تند و تیز و با محوریت کهربای کمی حیوانی شروع میشه. رفته رفته وانیل میاد و شیرین میکنه کار رو و تا پایان یک بازی لطیف بین وانیل و امبر کیفیت کار فوق العاده بالاست و در سطح دیزاینر یافت نمیشه. جالبه که در بعضی کشورها مثل آمریکا هم عرضه نشده! و به همین دلیل قیمتش بالاست. ارزش این قیمت رو قطعا داره.
____________________________________________________
رایحه: 8/10
ماندگاری: 8.5/10
پخش بو: 7.5/10 (حدود 5 ساعت)
بازخورد: 7/10 (خوب)
ارزش خرید: 8/10
امبر سلطان یه فضای شمال افریقایی و عربی رو با خودش داره. ادویه ها امبر رو احاطه کردن و یه ترکیب عالی برای عشاق امبر ساختن. کار یونی هستش و صرفا زنانه نیست. در ابتدا کاملا بوی ادویه ها شامه تون رو پر خواهد کرد و رفته رفته کهربا شروع به ارام کردن فضا و شیرین و لطیف کردنش میکنه. کارای سرج کلا پخش خیلی زیاد ندارن ولی کم هم نیست و در حد کاملا قابل قبوله (البته اگه از اونایی نباشید که میخوان بوی عطرشون رو بکنن توی چشم بقیه!!! :)))))
حتما پیش از خریدتون تست کنید
______________________________________________________
رایحه 8/10
ماندگاری 8.5/10 (8 ساعت)
پخش بو 7/10 (4 ساعت)
بازخورد دیگران 6.5/10 (معمولی)
کارون یاتاقان یک شاهکار کمتر دیده شده است. اثری که وینسنت مارسلو با ظرافت عالی آن را طراحی کرده. یاتاقان اسم یک نوع شمشیر بوده که در ارتش عثمانی استفاده میشده، با شکل هلالی طور که یاتاقان های صنعتی هم وجه تسمیه نامشون همونه. پس با یه شمشیر کشنده قدرتمند طرفیم که هیچ لطافتی نداره. عطری به شدت مردانه و مقتدر که اگه یه کوچولو دلبسته فضاهای کلاسیک باشید دلتونو میبره البته خیلی محکم نمیشه گفت کلاسیکه چون واقعا برداشت های مدرن هم ازش خواهید داشت. ابتدای کار کاملا گیاهی شروع میشه، بوی باریجه ناب و درمنه با همراهی کاج و اوکموس که بعد از حدودا ده دقیقه جای خودش رو به حکمرانی کاستوریوم حیوانی میده و تا پایان همین بو ادامه داره. به درد یک مرد جدی با تیپ رسمی میخوره که خیلی اهل معاشرت و گرم گرفتن نیست و از طرفی پخته و با وقاره. پاییز و زمستان زمان مناسب استفادشه. و اینکه یه عطر شخضیه که کارکردش رضایت بقیه نیست الزاما و قراره خودتون بیشترین لذت رو ازش ببرید.
حتما پیش از خرید تست بشه
__________________________________________
بر اساس ساخت 2017
رایحه 8/10
ماندگاری 8/10 (7 ساعت)
پخش بو 5/10 (2 ساعت)
بازخورد دیگران 5/10 (همه پسند نیست)
باید بگم که خیلی عطر سلیقه ای و خاصیه حتما باید تست بشه
کمتر شبیه به این کارو میدا میکنید بازار خیلی با کیفیت و خوبه نسبت به قیمتش
حتما پیشنهادش میکنم
خیلی پسندیدمش و میخوام تهییش کنم
ولی چی از این عطر گیرتون میاد
بیشتر از همه فلفل سیچوان
به شکل عجیبی فلز مذاب !
و میوه درخت کاکائو
خیلی ترکیب خاص و جالبیه حتما پیشنهاد میکنم